وانمودن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نَ یا نُ دَ) (مص م.) باز نمودن، نشان دادن.واژه قبلی: وانمودواژه بعدی: وانگاه