واژه جو

واپس نگریدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

واپس نگریدن .[ پ َ ن ِ گ َ دَ ] (مص مرکب ) پشت سر را نگاه کردن . قفا را نگریستن : و او وا پس می نگرید تا مگر رسول علیه السلام رحمت کند. (تفسیر ابوالفتوح رازی ). آهو ز تو آموخت به هنگام دویدن رم کردن و استادن و واپس نگریدن . ادیب نیشابوری . و رجوع به واپس شود.

معنی واپس نگریدن | واژه جو