واپس کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واپس کشیدن . [ پ َ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) عقب کشیدن : گفت پا واپس کشیدی تو چرا پای را واپس مکش پیش اندر آ. مولوی . و رجوع به واپس رفتن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واپس کشیدن . [ پ َ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) عقب کشیدن : گفت پا واپس کشیدی تو چرا پای را واپس مکش پیش اندر آ. مولوی . و رجوع به واپس رفتن شود.