واپس گذاشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واپس گذاشتن . [ پ َ گ ُ ت َ ] (مص مرکب )به عقب انداختن . به تأخیر افکندن : وظیفه آن است که ما دو ماه واپس گذاریم ... پس دو ماه واپس گذاشتند تا روز اول ماه خرداد. (تاریخ قم ص ١٤٦).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واپس گذاشتن . [ پ َ گ ُ ت َ ] (مص مرکب )به عقب انداختن . به تأخیر افکندن : وظیفه آن است که ما دو ماه واپس گذاریم ... پس دو ماه واپس گذاشتند تا روز اول ماه خرداد. (تاریخ قم ص ١٤٦).