واژه جو

واپس گریختن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

واپس گریختن . [ پ َ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) به عقب فرار کردن : نکته ها چون تیغ پولاد است تیز گر نداری تو سپر واپس گریز. مولوی (مثنوی، دفتر اول ص ١٦ چ خاور). و رجوع به واپس شود.

معنی واپس گریختن | واژه جو