واژه جو

وجیف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

وجیف . [ وَ ] (ع مص ) طپیدن وبی آرام گشتن . (منتهی الارب ). مضطرب و پریشان شدن . ◄ گرفته شدن و خفقان قلب . (از اقرب الموارد). ◄ به رفتار وجف رفتن شتر. (منتهی الارب ). پوییدن ستور. (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). رجوع به وجف و وجوف شود.

معنی وجیف | واژه جو