وجیهة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وجیهة. [ وَ هََ ] (ع ص ) مؤنث وجیه . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). زن روشناس . ◄ خداوند جاه . ◄ زن زیبا. ◄ زن صاحب قدر و منزلت . ◄ وجیه و خوشگل . (ناظم الاطباء). ◄ کساء و پوشش دارای دورو. (اقرب الموارد). ◄ (اِ) مهره ای است قرمزرنگ یا عسلی که دارای دورو بوده باشد و صورت در آن چون آینه نمودار گردد و صورت را با آن مسح کنند هنگامی که بخواهند بر شاه درآیند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). مهره ٔ دوروی . (ناظم الاطباء). رجوع به وجیه شود.