ورز دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ورزدادن . [ وَ دَ ] (مص مرکب ) با دست به شدت مالیدن و زیر و رو کردن خمیر تا هموار شود. ورزانیدن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ورزدادن . [ وَ دَ ] (مص مرکب ) با دست به شدت مالیدن و زیر و رو کردن خمیر تا هموار شود. ورزانیدن .