ورزقان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ورزقان . [ وَ زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان بروانان بخش ترکمان شهرستان میانه، واقع در ١٠هزارگزی شوسه ٔ میانه به تبریز، دارای ٢٢٢٤ تن سکنه . رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤ شود.
ورزقان . [وَ زَ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای پنجگانه ٔ شهرستان اهر است . این بخش یکی از مهمترین و حاصلخیزترین بخشهای شهرستان است و در قسمت باختری شهرستان اهر سر راه قدیمی تبریز به اهر واقع و محدود است از شمال به رودخانه ٔ ارس و از جنوب به بستان آباد و از خاور به کلیبر و از باختر به بخش جلفا. محصول عمده ٔ آنجا غلات و برنج و پنبه و میوجات است . اکثر قراء این بخش در کوهستان واقع و از چشمه سارها و رودخانه های محلی استفاده مینمایند. بخش ورزقان از چهار دهستان تشکیل شده : ١-دهستان اوزومدل، ٨٧ آبادی و بالغ بر ٣٧١٩٣ تن جمعیت . ٢- دهستان دیزمار خاوری، ٥٦ آبادی و بالغ بر ١٨٥٢٩تن . ٣- دهستان دیزمار باختری، ٥٥ آبادی و بالغ بر ٢٢٧٠٣ تن . ٤- دهستان مواضعخان ٤٤ آبادی و ١٥٣٢٥ تن . بنابر آمار فوق بخش ورزقان از چهار دهستان و٢٤٢ آبادی تشکیل شده و ٩٣٧٥٠ تن جمعیت دارد. رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤ شود.
ورزقان . [ وَ زَ ] (اِخ ) قصبه ٔ ورزقان، مرکزبخش ورزقان و اوزومدل از شهرستان اهر در مسیر جاده ٔارابه رو تبریز به اهر واقع و دارای ١٣٩٥ تن سکنه است . آب آن از رودخانه ٔ اهرچای و چشمه تأمین می شود. ومحصول آنجا انواع حبوبات و غلات است . این قصبه اداراتی از قبیل بخشداری، شعبه ٔ بهداری و محضر ازدواج و طلاق دارد. دبستان و در حدود ده باب دکان نیز در این قصبه وجود دارد که احتیاجات قراء اطراف و اهالی محل را تأمین مینماید. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).