ورزم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ورزم . [ وَ رَ ] (اِ) آتش باشد که به زبان عربی نار گویند. (ناظم الاطباء) (انجمن آرا) (برهان ) (آنندراج ) : تیر پرتاب تو در دیده ٔ بدخواه تو باد تا بود راستی تیر کج از تاب ورزم . سوزنی (از انجمن آرا) (آنندراج ).