ورزیده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(وَ دِ) (ص مف.) ۱- کارآزموده، با تجربه. ۲- نیرومند.مترادفها و واژههای مرتبطآزموده، خبره، کاردان، کارکشته، ماهر، متبحرقوی ≠ تازهکارواژه قبلی: ورزیدنواژه بعدی: ورزیدگی