ورزیدگی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(وَ دِ یا دَ) (اِمص.) تجربه داشتن.مترادفها و واژههای مرتبطآزمودگی، پختگی، تبحر، خبرگی، کارکشتگی، مهارتتوان، قدرتواژه قبلی: ورزیدهواژه بعدی: ورس