ورزیگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ورزیگر. [ وَ گ َ ] (ص مرکب ) کشاورز. برزگر. برزیگر : سواران جهان را همی داشتند و ورزیگران ورز می کاشتند. دقیقی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ورزیگر. [ وَ گ َ ] (ص مرکب ) کشاورز. برزگر. برزیگر : سواران جهان را همی داشتند و ورزیگران ورز می کاشتند. دقیقی .