وشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ تَ) (مص ل.) رقصیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ تَ) (مص ل.) رقصیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وشتن . [ وَ ت َ ] (مص ) جستن . (آنندراج ). رقص کردن . (آنندراج ) (انجمن آرا). رقاصی کردن . (برهان ). رقصیدن . (برهان ). جست وخیز کردن . (ناظم الاطباء). و مخصوصاً آن قسم رقصی که مخصوص دراویش است . (ناظم الاطباء) : یارم ز در درآمد وشتن کنید وشتن این خانه را ز وشتن گلشن کنید گلشن . قاسم انوار. رجوع به وشت شود.