وشته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وشته . [ ] (اِخ ) دهی جزو دهستان وسط بخش طالقان شهرستان تهران . کوهستانی وسردسیری است . سکنه ٔ آن ٦٦٧ تن . آب آن از چشمه و رودخودکاوند و محصول آنجا غلات دیمی و آبی، سیب زمینی، میوه جات مختلفه و شغل اهالی زراعت است . عده ای برای تأمین معاش به مازندران رفته و برمیگردند. صنایع دستی آنان گلیم، جاجیم و کرباس بافی است . بنای امامزاده یوسف در مزرعه ٔ بادامستان این ده از ابنیه ٔ قدیمی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
وشته . [ ] (اِخ ) دهی جزو دهستان رودبار بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین . کوهستانی و سردسیری است . سکنه ٔ آن ٧٨٢ تن . آب آن از رودخانه ٔ گرین . محصول آنجا غلات، بنشن، پنبه، گردو و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان کرباس بافی است . راه مالرو دارد. عده ای از ساکنان از طایفه ٔ مراغه ای هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).