وشکولیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ دَ) (مص ل.) نک. وشکردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ دَ) (مص ل.) نک. وشکردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وشکولیدن . [ وِ دَ ] (مص ) وشکلیدن . مصدر وشکول است به معنی جلد و چابک و هوشیار و قوی شدن . (انجمن آرا). جلدی نمودن در کار. جلدی و چستی و چابکی کردن در کارها. (برهان ). به جلدی و تندی و چابکی و هوشیاری و زرنگی و نیکویی کاری را کردن . (ناظم الاطباء). رجوع به وشکول و وشکلیدن و وشکردن شود.