وصلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وصلی . [ وَ ] (ص نسبی ) منسوب به وصل . پیوندی . اتصالی . ◄ مقابل اصلی . ◄ تخته ای از چوب یا مقوا یا لوح و جز آن که کودکان بر آن مشق خط کنند و نوشتن آموزند. (فرهنگ فارسی معین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وصلی . [ وَ ] (ص نسبی ) منسوب به وصل . پیوندی . اتصالی . ◄ مقابل اصلی . ◄ تخته ای از چوب یا مقوا یا لوح و جز آن که کودکان بر آن مشق خط کنند و نوشتن آموزند. (فرهنگ فارسی معین ).