وعده خلاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وعده خلاف . [ وَ دَ / دِ خ ِ ] (ص مرکب ) آنکه برخلاف قول و قرار خود عمل کند. بد وعده . بدقول . آنکه وعده کند و وفا نکند. بدقول و آنکه وفای به وعده و قرار خود نمی کند. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) : فکنده اند بدنبال زلف خویش مرا چو قرض دار پریشان بتان وعده خلاف . شفیع اثر (از آنندراج ). - وعده خلافی ؛ خلف وعده . وفا نکردن بوعده .