وعده دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وعده دادن . [ وَ دَ / دِ دَ ] (مص مرکب ) قول دادن به کسی برای اجرای عملی . قول دادن . (ناظم الاطباء) : همی وعده دهی امروز و فردا همین امروز و فردایت مراکشت . باباطاهر. نفسی را به طعام وعده دادن آسان تر است که قصابی را به درم . (گلستان سعدی ). وعده ای داده ای ای خسرو آفاق مرا وقت آن است که آن وعده وفا فرمایی . سلمان (از آنندراج ). به حشرم وعده ٔ دیدار اگر دادی نمی رنجم وصال چون توئی را صبر این مقدار می باید. شفایی (از آنندراج ). ◄ تعیین مدت کردن برای ادای وام . (ناظم الاطباء).