وعس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وعس . [ وُ ] (ع ص، اِ) ج ِ اوعس . به معنی زمینهای نرم ریگناک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). جج، اواعس . (از اقرب الموارد). ◄ ج ِ وعساء. (ناظم الاطباء). رجوع به وعساء شود.
وعس . [ وَ ] (ع اِ) درختی است که از آن بربط و رباب سازند. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). ◄ نشان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اثر. (اقرب الموارد). ◄ ریگ نرم که رفتن در وی دشوار باشد. ◄ (مص ) سپردن زیر پای . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ◄ مجرب کردن و استوار گردانیدن : وعسه الدهر؛ حنکه و احکمه . (اقرب الموارد).