وعظ گفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وعظ گفتن . [ وَ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) وعظ کردن . موعظه کردن . پند و اندرز دادن . نصیحت کردن : با سیه دل چه سود گفتن وعظ نرودمیخ آهنین در سنگ . سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وعظ گفتن . [ وَ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) وعظ کردن . موعظه کردن . پند و اندرز دادن . نصیحت کردن : با سیه دل چه سود گفتن وعظ نرودمیخ آهنین در سنگ . سعدی .