وقیط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وقیط. [ وَ ] (ع ص ) مرد گران جسم کسل مند از بیخوابی شب . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ هر گران اندام ازضرب یا از اندوه (منتهی الارب ) (آنندراج )، و یا از بیماری و یا سیری . (اقرب الموارد). ◄ (اِ)مغاکی در زمین سخت، یا گو که در وی آب گرد آید. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). ج، وِقْطان، وقاط، اقاط. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد).
وقیط. [ وَ ] (اِخ ) (یوم الَ ...) روزی تاریخی است از ایام معروف عرب . رجوع به مجمع الامثال میدانی و اقرب الموارد شود.