ولاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ولاد. [ وِ ] (ع مص ) وِلادة. اِلادة. لِدَة. مولد. ولادت . زادن . (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ).وضع حمل کردن . (اقرب الموارد). زاییدن : کارت این بوده ست از وقت ولاد صید مردم کردن از دام وداد. مولوی . ازبرای دفع تهمت در ولاد که نزاده ست از زنا و از فساد. مولوی .