وهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وهی . [ وُ هی ی ] (ع اِ) ج ِ وَهْی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). رجوع به وهی شود.
وهی . [ وَهَْی ْ ] (ع مص ) کفیده و شکافته شدن مشک . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). دریده شدن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). ◄ سست و فروهشته گردیدن بند و رسن مشک . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). سست شدن جامه . (غیاث اللغات ). - امثال : خَل ِّ سبیل من وهی سقاؤه ومن هریق بالفلاة ماؤه . یضرب لمن لایستقیم امره . (منتهی الارب ). ◄ سخت ریخته شدن ابر. ◄ گول گردیدن . ◄ افتادن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ ضعیف شدن . ◄ پوسیده و کهنه گردیدن رسن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ نزدیک گردیدن دیوار به افتادن . ◄ (اِمص ) شکاف چیزی و دریدگی آن . ج، وُهی ّ، اَوهیة. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ سستی . (نصاب ).