پاس داشتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) (مص م.) ۱- پاسبانی کردن، نگهبانی. ۲- رعایت کردن، احترام گذاشتن. ۳- جستجو کردن، تفتیش کردن.واژه قبلی: پاس بخشواژه بعدی: پاسار