پاس بخش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) (ص مر.) افسری که مأمور تعویض پُست نگهبانان میباشد.مترادفها و واژههای مرتبطپاسیار، کشیکواژه قبلی: پاسواژه بعدی: پاس داشتن