پاسپار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پاسپار. [ س ِ ] (اِ مرکب ) پاسار. لگد. (جهانگیری ) (برهان ). تیپا. ◄ (ن مف مرکب ) پای سپر. لگدکوب . (برهان ). پی سپر. پایمال . ♦ پاسپار کردن ؛ لگدکوب کردن . پایمال کردن .پی سپر کردن .
پاسپار. [ س ُ ] (اِ مرکب ) لگدبازی باشد که طفلان در آب و در خشکی میکنند. (برهان بنقل از مؤیدالفضلا).