پاکبازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حامص.) وارستگی، از خود گذشتگی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حامص.) وارستگی، از خود گذشتگی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پاکبازی . (حامص مرکب ) عمل آنکس که هرچه دارد در قمار و عشق و یا در هواهای دیگر دهد و از ناداشت نیندیشد : پاکبازی دوست داری در سخا با دوستان بر دل صافی زنی چون پیر صافی با مرید. سوزنی . عشق و مستوری بهم دورند و راه پاکبازی آن کسی آسان رود کاین شیشه در بارش نباشد. اوحدی (کلیات چ سعید نفیسی ص ١٦٤). ◄ عشق پاک ؛ عشقی که به شائبه ٔ هوای نفس مشوب نباشد. ♦ پاکبازی کردن ؛ پاک باختن : جان شیرین بر بساط عاشقی بی تلخئی در هوای مهر جانان پاکبازی کن بباز. سنائی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی