پای نهادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پای نهادن . [ ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) پای نهادن در کاری ؛ بدان کار دست زدن . شروع کردن به آن . پای نهادن بر چیزی ؛ ترک کردن آن . (غیاث اللغات ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پای نهادن . [ ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) پای نهادن در کاری ؛ بدان کار دست زدن . شروع کردن به آن . پای نهادن بر چیزی ؛ ترک کردن آن . (غیاث اللغات ).