پتواز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پتواز. [ پ َت ْ ] (اِ) بتواز. پدواز. (رشیدی ). آده . میقعه . (برهان ). نشیمن کبوتر و باز و دیگر پرندگان از شکاری و غیرشکاری و آن دو چوب است که به اندک فاصله از یکدیگر بر زمین فروبرند و چوب دیگر بر زبر آن دو نهند چنانکه نشستن آن جانوران را بکار آید. ◄ مطلق آرامگاه و نشستنگاه . (رشیدی ) : چو از پتواز چوگان تو سرزد هوا گیرد چو بازتیزپر، گوی . عمید لوبکی (از فرهنگ رشیدی ). دریغ و درد که بختم نشد دلیل و کنون قفس شکسته و روحم نشسته بر پتواز. میرغروری . و رجوع به پدواز شود.