پخجیزیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پخجیزیدن . [ پ َ دَ ] (مص ) در فرهنگ اسدی نسخه ٔنخجوانی آمده است : پخجیز، غلتیدن است . عسجدی گوید: چه سود کند که آتش عشقش دوداز دل من همی برانگیزد پیش همه مردمان و او عاشق (کذا) جوینده (کذا) بخاک بربپخجیزد. و رجوع به پخچیزیدن شود.