پر کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
آکندن، انباشتن، چپاندن، توپر کردن، ازپنبه پر کردن، گنجاندن گنجیدن، جا گرفتن، مستقر شدن، فراگرفتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
آکندن، انباشتن، چپاندن، توپر کردن، ازپنبه پر کردن، گنجاندن گنجیدن، جا گرفتن، مستقر شدن، فراگرفتن