پر
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
انباشته، لبریز، مملو، سرشار، لبالب، غنی، مالامال، انبوه، آکنده، مشحون، فراوان، وافر تکمیل، کامل اشباعشده، سیر، مغروق، غرقه جاری، بیامان، یکریز، مداوم، پرواقعه میانپر، پرشده، آکنده، انباشته، انبارشده ناسفته، مغزدار سنگین، انبوه، چگال تنگ، کیپ، چپانده، تنگچین پلمبشده، مهرشده آماده ترکیدن (انفجار) پرخوریکرده، پرخور، مست