پرنیانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص نسب.)<BR>۱- مانند پرنیان، دارای پرنیان.<BR>۲- به رنگ پرنیان.<BR>۳- کنایه از: شمشیر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص نسب.) ۱- مانند پرنیان، دارای پرنیان. ۲- به رنگ پرنیان. ۳- کنایه از: شمشیر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرنیانی . [ پ َ ] (ص نسبی ) منسوب به پرنیان . از پرنیان . دارای پرنیان : هوا شد ز بس پرنیانی درفش چو بازار چین زرد و سرخ و بنفش . فردوسی . ز بس نیزه و پرنیانی درفش ستاره شده سرخ و زرد و بنفش . فردوسی . ◄ برنگ پرنیان ؛ به آب و تلألؤ پرنیان : ز دو چیز گیرند مر مملکت را یکی پرنیانی یکی زعفرانی یکی زرّ نام ملک برنبشته دگر آهن آبداده یمانی . دقیقی .