پرکار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(پُ) (ص مر.) فعال، پرتلاش.مترادفها و واژههای مرتبطپرتلاش، پرمشغله، تلاشگر، فعال، کاری ≠ کمکارواژه قبلی: پرکواژه بعدی: پرکاس