واژه‌جو

پرک

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(پَ رَ) (اِمصغ.) ۱- پر کوچک. ۲- چیزی مانند تاج. ۳- پلک.

(~.) (اِ.) ستاره سهیل.

(پِ) (اِ.) ۱- بوی پیه گندیده. ۲- بوی ظرف چرب ناپاک شسته و مانند آن.

معنی پرک | واژه‌جو