پسند شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پسند شدن . [ پ َ س َ ش ُ دَ ](مص مرکب ) مقبول افتادن . مطبوع گردیدن : چو خواهی که بانوی ایران شوی بگیتی پسند دلیران شوی ... فردوسی . بزد گرز و بشکست زنجیر و بند چنین زخم زان نامور شد پسند. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پسند شدن . [ پ َ س َ ش ُ دَ ](مص مرکب ) مقبول افتادن . مطبوع گردیدن : چو خواهی که بانوی ایران شوی بگیتی پسند دلیران شوی ... فردوسی . بزد گرز و بشکست زنجیر و بند چنین زخم زان نامور شد پسند. فردوسی .