پشت بندی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشت بندی کردن . [ پ ُ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پشت بند نهادن (اصطلاح بنائی ). ◄ غذائی مختصرخوردن به انتظار آنکه موقع طعام رسد و سیر خورند.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشت بندی کردن . [ پ ُ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پشت بند نهادن (اصطلاح بنائی ). ◄ غذائی مختصرخوردن به انتظار آنکه موقع طعام رسد و سیر خورند.