پشت به پشت دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. بِ. ~. دَ) (مص ل.)<BR>۱- متحد شدن.<BR>۲- به هم کمک کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. بِ. ~. دَ) (مص ل.) ۱- متحد شدن. ۲- به هم کمک کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشت به پشت دادن . [ پ ُ ب ِ پ ُ دَ ] (مص مرکب ) یا پشت به پشت هم دادن یا پشت به پشت آوردن یا پشت پشت آوردن یا پشت پشت دادن یا پشت بر پشت آوردن ؛ درانجام کاری بیکدیگر یاری دادن . متحد شدن . اتفاق کردن . اتحاد کردن . مظاهرت . معاضدت . مساعدت : اگر پشت یکسر به پشت آورید بر و بوم ایشان به مشت آورید. فردوسی . ز دانا تو نشنیدی این داستان که برگوید از گفته ٔ باستان که گر دو برادر دهد پشت پشت تن کوه را باد ماند به مشت . فردوسی . بکوشیدو با پشت پشت آورید مگر بخت روشن به مشت آورید. فردوسی . بکین پدر پشت پشت آوریم مگر دشمنان را به مشت آوریم . فردوسی . همه یکسره پشت پشت آوریم مگر نام رفته به مشت آوریم . فردوسی . شمایان پشت بر پشت آرید و چنان کنید که مرگ من امشب و فردا پنهان ماند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٣٥٦). اگر... در تدارک این کار پشت درپشت نیارید وکیل دریا را جرأت افزاید. (کلیله و دمنه ).