پشت سر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشت سر. [ پ ُ ت ِ س َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قفا. ◄ نهانی . در خفا. در غیبت . در غیاب (مقابل پیش رو). ♦ پشت سر کسی بد گفتن ؛ پیش رو خاله پشت سر چاله . ♦ پشت سر کسی دیدن ؛ زوال کسی رادیدن . (غیاث اللغات ). فلکها را توانی پشت سر دید بنور عشق اگر دل زنده باشی . صائب (از فرهنگ ضیاء). ♦ در پشت سر کسی ؛ در قفای او. در غیاب او.