پشتبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشتبان . [ پ ُ ] (اِ مرکب ) چوب یا سنگ یا ثقیل دیگری که بر پشت در نهند تا به آسانی گشاده نشود. پشتیبان . پشتیوان . پشت وان : سپه را پشتبان بادی جهان را پادشا بادی . فرخی . دریغ مرد حکیمی که تاز را پس پشت هماره چون در دروازه پشتبان بیند. سوزنی . ◄ پشت و پناه . حامی . ظهیر. رجوع به پشت و پناه شود. و نیز رجوع به پشت وان شود.