پلغده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(پَ لَ دَ) (ص.) گندیده، تخم مرغ یا میوه گندیده.واژه قبلی: پلشتواژه بعدی: پلغیدن