پلغیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(پُ لُ دَ) (مص ل.) ۱- بیرون زدن چیزی از حد طبیعی، مانند برآمدگی چشم. ۲- صدای جوشیدن آب.واژه قبلی: پلغدهواژه بعدی: پلفته