پنهام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پنهام . [ پ َ ] (ص ) پنهان : هرچه پنهام کرده ٔ فلک است آه خاقانی آشکار کند. خاقانی . با اینکه عوام امروز نیز پنهام میگویند این شعر بی مؤید دیگری برای صحت این دعوی کافی نیست چه ممکن است در این شعر پنهان نیز مانند پنهام خوانده شود.