پوست برآوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوست برآوردن . [ ب َ وَدَ ] (مص مرکب ) پوست کندن از ... پوست بازکردن از ... ◄ سخت عذاب و شکنجه کردن : چو نتوان ز دشمن برآورد پوست از او سر بسر چون رهی هم نکوست . اسدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوست برآوردن . [ ب َ وَدَ ] (مص مرکب ) پوست کندن از ... پوست بازکردن از ... ◄ سخت عذاب و شکنجه کردن : چو نتوان ز دشمن برآورد پوست از او سر بسر چون رهی هم نکوست . اسدی .