پوست کندن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ دَ) (مص م.) ۱- پوست گرفتن. ۲- قشری از مغز جدا کردن. ۳- غیبت کردن. ۴- صریح گفتن.واژه قبلی: پوست کلفتیواژه بعدی: پوست کنده