پوست کنده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ دِ) (ص مف.) کنایه از: صریح، بی پرده.مترادفها و واژههای مرتبطصراحتبیپروابیباک، بیمحابا، بیواهمه، جری، جسور، دلاور، دلیر، گستاخ، متهور، نترسپیپرده ≠ ملاحظهکار، محافظهکارواژه قبلی: پوست کندنواژه بعدی: پوستر