پوستین دوزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوستین دوزی . (حامص مرکب ) شغل پوستین دوز. واتگری : از بدان نیکوئی نیاموزی نکند گرگ پوستین دوزی . سعدی . ♦ امثال : از گرگ پوستین دوزی نیاید . ناید از گرگ پوستین دوزی . ◄ (اِ مرکب ) محل دوختن پوستین .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوستین دوزی . (حامص مرکب ) شغل پوستین دوز. واتگری : از بدان نیکوئی نیاموزی نکند گرگ پوستین دوزی . سعدی . ♦ امثال : از گرگ پوستین دوزی نیاید . ناید از گرگ پوستین دوزی . ◄ (اِ مرکب ) محل دوختن پوستین .