واژه جو

پولادسنب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پولادسنب . [ سُمْب ْ س ُ ] (نف مرکب ) که پولاد را سنبد. عظیم سخت : عزم تو کشورگشاو خشم تو بدخواه سوز رمح تو پولادسنب و تیغ تو جوشن گداز. فرخی .

معنی پولادسنب | واژه جو