پیاس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیاس . (اِخ ) نام قضائی در سنجاق جبل برکت از ولایت آطن، این قضا بانضمام ناحیه ٔ یمورطه لق مشتمل بر ٤٩ پارچه قریه است . اراضی آن از دامنه ها و سواحل تشکیل میشود و چند رشته ٔ نهر کوچک از کوه فرومیریزد و قضا را آبیاری می کند، خاکش خوب و بس حاصلخیز و حبوبات و محصولاتش بیش ازاندازه ٔ احتیاج محلی است، جنگلها و مرکبات بسیار دارد و مقداری ابریشم صادر میکند، دو لنگرگاه موجود دراندرون قضا دارای اهمیت است وآثار عتیقه ٔ بسیار نیز دارد. (قاموس الاعلام ترکی ).
پیاس . (اِخ ) نام قصبه ٔ مرکز قضا و اسکله ای در سنجاق جبل برکت از ولایت آطن، در ساحل شرقی از خلیج اسکندرون و آن از قصبات باستانی است با آثار عتیقه ٔ بسیار، بازاری سرپوشیده از ابنیه ٔ مرحوم کوپرین محمد پاشا، یک باب رباط، یک باب مدرسه مشتمل بر ٢٠ حجره و یک باب جامع، یک باب عمارت حکومتی، دو باب کلیسای مخصوص بارامنه و یونانیان دارد. (از قاموس الاعلام ترکی ).